سایدا و دوستانش
اردیبهشت ماه من دوستان خوبم را دعوت کردم به صرف عصرونه تا بهونه ای بشه برای دیدن.
مثل همیشه با تاخیر آمدن . من ایلیا جون را تازه دیدم که با مامان گلش خاله فاطیما آمده بود بعد غزل جون
و مامانش ، خاله زهره که 2 ماه پیش عقد کرد و از همین جا بهش تبرک میگیم و خاله نفیسه آمدن. خیلی

خوش گذشت. تو هم با دوستات حسابی بازی کردی غزل نازم بین شما دوتا از همه کوچیکتره تو این عکس هم گریه کرد

بالاخره موفق شدم یک عکس ناز از غزل خانم بذارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سایدا و دوستانش
