سایدا جونسایدا جون، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

سایدا دردونه ی مامان و بابا

روز عید فطر و جشن زیبای بودن نفسم

1392/5/26 1:08
نویسنده : مامان سمیرا
373 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزم از چند روز قبل از عید فطر من و بابا محمد برنامه ریزی کردیم تا روز عید

فطر با دعوت از عمه ها و دایی ها و خاله جون و مامانی ها و باباجون ها برات

اولین سال وجودت را جشن بگیریم.

 نفسم جشن با شکوهی شد کیک تولدت را عزیز و باباحاجی زحمتش را

کشیدن، بابا محمد از روز قبل به من کمک کرد تا جشن ما با شکوه و زیبا برگزار

بشه،روز زیبا و به یاد ماندنی ای را با تو و خانواده گذروندیم. عکس هدیه هایی

که گرفتی را برات گذاشتم. دست همشون درد نکنه ، آمدنشون به جشن

برامون بهترین هدیه بود.

 

 

هدیه ها

 

 

* پیراهن خوشگل را مامان شهناز و بابا حسین زحمت کشید. بلوز و شلوارک

توسی را خاله مریم لطف کرده و خریده ، بلوز و شلواز قرمز  که روی میلست را

دایی امید و عمه سمیرا زحمت کشیدن نیایش هم یه جفت جوراب خوشگل

برات خرید. دایی میلاد تاپ و شلوارک داخل نایلن را خریدئ که اصلا از او توقعی

نبود چون دایی جون سربازه. عمه زهرا نتونست توی جشنت باشه] اما 2 روز

بعد آمد و تولدت را تبریک گفت برات یه عروسک کوچولو و خوشگل آورد.

 

 

هدیه مامان و بابا

 

 

اینم هدیه ناقابل مامان و بابا، البته نا گفته نمونه که فقط زنجیرش را ما گرفتیم،

پلاکش را بابا جونشون روز تولدت برات هدیه آورده بودن.

 

کیک نفسم

 

 

 

دوستت دارم

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان غزل
26 مرداد 92 23:53
عزیزم دوباره تولدت مبارک اگه بهمون کیک می دادی بخوریم شااااااااااااااااااااید بهت کادو می دادیم
خاله فاطیما(مامان ایلیا)
30 مرداد 92 11:42
واااااااااااااای تولدت سه باره مبااارک چه جشن خووووووبی ایشاالله تولد صد سالگیت عسیسم واااای چه کیکی اما میدونم کیک مامان سمیرا خوش مزه تر بوده مگه نه؟