روز عید فطر و جشن زیبای بودن نفسم
عزیزم از چند روز قبل از عید فطر من و بابا محمد برنامه ریزی کردیم تا روز عید
فطر با دعوت از عمه ها و دایی ها و خاله جون و مامانی ها و باباجون ها برات
اولین سال وجودت را جشن بگیریم.
نفسم جشن با شکوهی شد کیک تولدت را عزیز و باباحاجی زحمتش را
کشیدن، بابا محمد از روز قبل به من کمک کرد تا جشن ما با شکوه و زیبا برگزار
بشه،روز زیبا و به یاد ماندنی ای را با تو و خانواده گذروندیم. عکس هدیه هایی
که گرفتی را برات گذاشتم. دست همشون درد نکنه ، آمدنشون به جشن
برامون بهترین هدیه بود.

* پیراهن خوشگل را مامان شهناز و بابا حسین زحمت کشید. بلوز و شلوارک
توسی را خاله مریم لطف کرده و خریده ، بلوز و شلواز قرمز که روی میلست را
دایی امید و عمه سمیرا زحمت کشیدن نیایش هم یه جفت جوراب خوشگل
برات خرید. دایی میلاد تاپ و شلوارک داخل نایلن را خریدئ که اصلا از او توقعی
نبود چون دایی جون سربازه. عمه زهرا نتونست توی جشنت باشه] اما 2 روز
بعد آمد و تولدت را تبریک گفت برات یه عروسک کوچولو و خوشگل آورد.

اینم هدیه ناقابل مامان و بابا، البته نا گفته نمونه که فقط زنجیرش را ما گرفتیم،
پلاکش را بابا جونشون روز تولدت برات هدیه آورده بودن.




روز عید فطر و جشن زیبای بودن نفسم
