سایدا جونسایدا جون، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

سایدا دردونه ی مامان و بابا

یک روز با دوستان سایدا نفس

1392/12/17 1:09
نویسنده : مامان سمیرا
437 بازدید
اشتراک گذاری

امروز خیلی زحمت دادیم به خاله مریم و مهمون مریم جون و پسر نازش محمد معین بودیم.  خیلی

نگران این بودم که باز دوباره مثل خونه خاله زهره کنی و من و مجبور کنی زود بلند شم اما خوب....

بهتر بودی و سرت با اسباب بازی ها گرم شد و وفتی ایلیا هم آمد تقریبا باهم خوب بودین و از اون

دعوا و کشمکش و کتک کاری خبری نبود. امروز حسابی به مریم جون زحمت دادیم . خاله جون

دستت درد نکنه شکلاتت خیلی خوش مزه بود. خونه قشتگ  شیکی دارین و از همه مهمتر پسرت

خیلی نازه حتما براش اسپند دود کن و خیلی مواظبش باش تا زود بزرگ بشه و بیا تو جمع ما

وروجک ها.

 

وروجک هاااااا

 

از سمت راست : محمد معین جون حدودا 3 ماهه. غزل جون حدودا 14 ماهه. ایلیا جون حدودا

17ماهه و سایدا جون حدودا 19 ماهه


عشقمی

اینجا سه تایی باهم جلوی آینه ایستادین و بازی میکنین. خیلی جالبه که هر سه تون به آینه

علاقه دارین

میوه زندگیم

 

الهی قربون میوه خوردنتون بشم من که تو میوه خوردن باهم رقابت داشتین

 

پسندها (1)

نظرات (6)

مامان آریا و آدرینا
17 اسفند 92 2:04
ماشاا... خدا دردونتون رو حفظ کنه خیلی نازه کوچولوتون.
خاله مریم
18 اسفند 92 20:51
نازگلم امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه. ببخشید اگه خوب پذیرایی نشدین.من و محمدمعین جون بازم منتظرتون هستیم.
مامان حدیث
24 اسفند 92 10:28
فاطیما(مامان ایلیا)
25 اسفند 92 18:26
بخدا سر خودم رو میکوووبم به دیوار کجا پسر من با دختر تو کتک کاری کرد!!! سایدا اسباب بازی رو نداد بهش و جیغ کشید ایلیا بغض کرد دفعه بعدشم ایلیا نداد و سایدا زد زیر گریه!!!! کتک کاریش کجاب ود!!!!!! فقط یکی زد تو گوووش غزل اونم بخاطر اینکه مامانش بچه ام رو گذاشت رو مبل بچه ام ترسید زورش به حکیمه نرسید بچه اش رو زد واااای خدااااااااااا
فاطیما(مامان ایلیا)
25 اسفند 92 18:27
ایلیا کمی شیطون هست اما خدایی با بچه ها میجووووشه و اهل بازیٍٍ!!!!!!
فاطیما(مامان ایلیا)
25 اسفند 92 18:27
در هر صورت اگه ایلیا باعث شد اونروز از خونه ی زهره زود بری شرمنده نه گلم کار داشتم