سایدا جونسایدا جون، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

سایدا دردونه ی مامان و بابا

یک روز متفاوت بعد از گذشت روزهای سخت

1393/8/30 18:39
نویسنده : مامان سمیرا
298 بازدید
اشتراک گذاری

نفسم روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم . فوت مامان شهناز ضربه ی بزرگی به ما وارد شد. نمیخوام از اون روزهای بد بنویسم.

از 27 مهر می نویسم که بعد از مدتها تو  و من دوتایی رفتیم به نمایشگاه نقاشی کودکان. آذرخش جون ما را دعوت کرد   و ما با بقیه همکاران خوب مدرسه نیکان رفتیم . چون تو هم به تقاشی علاقه داری و تو مهد هم کلاس نقاشی و  ژیمیناستیک میری. از این مهدت راضی ام خدا بهشون سلامتی بده. هم توراحتی و هم من.

تو نمایشگاه با اشکان معماری نسب آشنا شدی حیف که ازتون دوتایی عکس نگرفتم. اما اشکان به تو یک بادکنک داد

 

الهی قربون اون ژست قشنگت بشم عسلم

الهی قرب

پسندها (1)

نظرات (5)

مامان حدیث
30 آبان 93 23:25
سلام خوشحال میشم منو به عنوان یه دوست تو لیست دوستات بذاری
مامان حدیث
30 آبان 93 23:27
خدا رحمت کنه .... انشاا... روحشون قرین رحمت خدا باشه....
مامان حدیث
30 آبان 93 23:27
سایدا جون ماشا... چه ناز شدی
meysam
10 آذر 93 22:33
سلام خانم میرکو وبلاگ وسایتی عالی و کم نظیرطراحی کردی خسته نباشید خداقوت آرزوی موفقیت برای شما و خوشبختی و آیندای روشن ودرخشان برای سایدا جون دارم سلام. ممنون بازم به ما سر بزن
مامان فاطیما
15 آذر 93 23:34
قربون ژستت برم جیگر