یک روز متفاوت بعد از گذشت روزهای سخت
نفسم روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم . فوت مامان شهناز ضربه ی بزرگی به ما وارد شد. نمیخوام از اون روزهای بد بنویسم.
از 27 مهر می نویسم که بعد از مدتها تو و من دوتایی رفتیم به نمایشگاه نقاشی کودکان. آذرخش جون ما را دعوت کرد و ما با بقیه همکاران خوب مدرسه نیکان رفتیم . چون تو هم به تقاشی علاقه داری و تو مهد هم کلاس نقاشی و ژیمیناستیک میری. از این مهدت راضی ام خدا بهشون سلامتی بده. هم توراحتی و هم من.
تو نمایشگاه با اشکان معماری نسب آشنا شدی حیف که ازتون دوتایی عکس نگرفتم. اما اشکان به تو یک بادکنک داد

الهی قربون اون ژست قشنگت بشم عسلم
الهی قرب
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک روز متفاوت بعد از گذشت روزهای سخت 
