دوستان خوب ما
3 شنبه 4 آذر جمع کوچولو ها تو خونه ما جمع بود و یه روز خیلی شاد را با دوستانت گذروندیم. مامانی یه کیک خوش مزه هم درست کرده بود. خیلی وقت بود که می خواستیم هم دیگه را ببینیم اما نمی شد. یه روز به یاد ماندنی.
این کیک مامانی امیدوارم خوش مزه و نوش طمع باشه و همه خوششون آمده باشه

تو این مهمونی خاله خکیمه با غزل جون، خاله فاطمه با ایلیا جون؛ خاله مریم با محمد امین کوچولو،
خاله زهره و خاله نفیسه آمده بودند و ما را خیلی خوشحال کردن. تو با ایلیا بیشتر جور شدی و با او
خیلی بازی کردی. رفتید تو اتاف و تو برای ایلیا کتاب خوندی. خیلی صحنه قشنگی بود و
اونجا حس کردم چه قدر بزرگ شدی

غزل مهربون و آروم بیشتر به شیطنت های شما دو تا نگاه می کرد و محمد معین کوچولو هم انگار کیلو متر به پاهاش بسته بودن و چهاردست وپا همه جا را طی کرد.

امیدوارم شما هم مثل ما دوستان خوبی برای هم باشید





دوستان خوب ما 
