سایدا جونسایدا جون، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

سایدا دردونه ی مامان و بابا

فصل های زیبای پاییز و زمستان

این روزها چقدر زود میگذره ، اصلا دوست ندارم زود بگذره. نفسم هر روز چیزهای جدیدی یاد میگیری.ماشالله خوب حرف میزنی و با زبون شیرینت مفهوم خواسته ات را به من میرسونی. به  شیر میگی ایر، به حمام میگی اَمام ، به خیار میگی اییار و از همه قشنگ تر نمیدونم چرا به خودکار و نوشتن روی دفتر فقط یک کلمه اَدودَ میگی این کلمه مفهومش یه جملست : یعنی مداد بده بنویسم. گل دخترم نوشتن را خیلی دوست داری؟ نازنینم ببخش که نمی تونم هر لحظه و هر روز ازت عکس بگیرم و توی وبت بذارم. آخه مامانی جونم از وقتی که مدرسه ها راه افتاده دغدقه کاری منم زیاد شده البته بگم ماشالله تو هم از من انرژی میگیری. نمی ذاری که ازت عکس بگیرم همش می خوای دوربین ...
8 دی 1392

دومین محرم عسلم

عزیز دلم دومین محرم عمرت آمد . امنسال متفاوت از پارسال . ماشالله بزرگ تر شدی و رو 2 پا راه میری . برای خودت مستقل شدی و میگی دست من و ول کن تا خودم تنهایی راه برم و گاهی با شیطنت از دستم فرار می کنی. الهی قربون اون شیطنتت بشم که تو تین 3 روز حسابی اذیتم کردی. امسال محرم تو روستای دلازیان مهمون های عزیزی آمدن که خیلی دوست داشتم باهاشون عکس بگیری اما نشد. آقا عبدس همکار خوبم وخانواده محترم . دوستای بابایی حمیر رضا کاشی و خانواده محترم و خاله سپیدشون ..... حسابی مهمون داشتیم  و حسابی شیطنت کردی.     نفسم و باباش در امام زاده دلازیان   ...
24 آبان 1392

سایدا و دوستانش در تهران

عزیزم در مراسم جشن عقد دختر خاله بابایی کلی با دوستانت بازی کردی و بچه ها هم خیلی دوستت داشتن مخصوصا امیر حسین.           اسم دوستانت از سمت راست به ترتیب امیر حسین جون ، سایدا جونم ، مهسا جون ، کیانا جون و نیایش جون ( خدا همتون را حفظ کنه و پشت و پناهتون باشه )    ...
24 آبان 1392

تولد نیایش

25 شهریور تولد نیایش بود. با یکتا و نیایش کلی بازی کردین. الهی من فدای شیطنت و بازیگوشی هات بشم که این روزها خیلی بیشتر شده . تم تولد نیایش کفشدوزک بود . قشنگ و جالب بود . دست عمه سمیرا درد نکنه این عکس محمد امین و نیایش و نمای کوچکی از هنر عمه سمیرا     سه تفنگ دار یکتا و نیایش   ...
20 آبان 1392

هوراااااا ما بر گشتیم

نفسم  بعد از حدود 50 روز قطعی اینترنت دو باره بر گشتیم  امشب یعنی 20 آبان 1392 به محض اتصال اینترنت من آمدو تا سایت نفسم را به روز کنم .  تو این مدت من عکس ها و خاطرات  تو را save کردم.       گل دخترم من عاشق آب بازی ها و شیطنت توأم .                  نفسم بازی با عروسک ها توی آب چه مزه ای میده هااااا                                               &...
20 آبان 1392

دومین مسافرت شمال با نفسم

عزیزم امسال برای دومین بار با تو عزیزم  رفتیم شمال با عمه ها و بابا حسین و مامان شهناز. رفتیم تابهت جاهای دیدنی کشورمون را نشونت بدم، صبحانه را دوباره رفتیم روستای دیدو ، متأسفانه برکه خشک شده بود اما جنگلش و سرسبزیش همچنان باقی بود، با عمو امیر و نیایش کلی  بازی کردی بهتون خوش گذشت. حرکت های جدید یاد گرفتی مثلا نانای می کنی و میرقصی، تازه یادگرفتی بگی عمو، نفسم تا حالا این چند کلمه را یاد گرفتی: ماما ، بابا ، عزیز به مامان فاطمه میگی ، عمه ، دایی ، عمو، جیز ، تاب تاب ، بو ، بد ، به به . خلاصه که برای خودت کلی سخنگو شدی نفسم. راستی تو این سفر دندون هفتمتم در آمد پایین سمت چپ.   ...
7 شهريور 1392

یک روز در خونه باغ بابا شاهپور

جمعه 24 مرداد با دایی امیدشون و باباحاجیشون رفتیم خونه باغ درجزین. تو با نیایش خیلی بازی کردی عسلم روز به روز داری شیطون تر و بازیگوش تر میشی. ماشالله عزیزم هر حرکت جدیدی که یاد میگیری من بیشتر دلم برات قنج میره. الهی مامان فدات بشه که تو اینقدر شیرین و نفسی. آویزان شدن از میله پرده وسط حال       بدون شرح         من بازم میخوام بالا برم         آخ جون خیلی خوش گذشت             ...
28 مرداد 1392

روز عید فطر و جشن زیبای بودن نفسم

عزیزم از چند روز قبل از عید فطر من و بابا محمد برنامه ریزی کردیم تا روز عید فطر با دعوت از عمه ها و دایی ها و خاله جون و مامانی ها و باباجون ها برات اولین سال وجودت را جشن بگیریم.  نفسم جشن با شکوهی شد کیک تولدت را عزیز و باباحاجی زحمتش را کشیدن، بابا محمد از روز قبل به من کمک کرد تا جشن ما با شکوه و زیبا برگزار بشه،روز زیبا و به یاد ماندنی ای را با تو و خانواده گذروندیم. عکس هدیه هایی که گرفتی را برات گذاشتم. دست همشون درد نکنه ، آمدنشون به جشن برامون بهترین هدیه بود.         * پیراهن خوشگل را مامان شهناز و بابا حسین زحمت کشید. بلوز و شلوارک توسی را خاله مریم لط...
26 مرداد 1392

جشن تولد 3 نفره منو نی نی و باباش

عزیزم ، سایدای زیبایم:   مهربان باش؛   اگر مهربان باشی تو را متهم می کنند، ولی تو مهربان باش .     موفق باش؛     اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی داشت، ولی تو موفق باش .   درستکار باش؛   اگر درست کار باشی فریبت می دهند، ولی تو درستکار باش.   شاد باش؛   ا گر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی تو همواره آرام و شاد باش.   نیکوکار باش؛   اگر نیکو کار باشی مردم نیکی هایت را فراموش می کنند؛ ولی تو نیکوکار باش. در نهایت می بینی هر چه هست میان " تو و خدایت " است نه میان ...
11 مرداد 1392